تبليغاتX
خاطرات رسا -

من امروز صبح با مامانم رفتم بانک.

۳تا بودن ۳تا هم شلوغ نبودن.بانک ملی بانک سپه آخریش هم بانک کشاورزی

بعدازظهر با بابا رفتیم ماشینمون رو برای مسافرت سرویس کنیم

ماشینو بردیم کارواش روغنشو عوض کردیم

بابا برام شیر کاکائو با کیک با شکلات بزرگ عسلی خرید

بابا الان خوابیده

مامان مریض شده داره تو آشپزخونه شام می خوره

۱شعر:

شیر تا می خوای مفیده.مانند برف سفیده.کامل تراز این غذا ماندیم تاحالا.شیر بخوریم سیر میشیم .

قوی و پر زور می شیم  هرگز مریض نمی شیم.

چند تا عکس از قبلن که کوچیک تر بودم

 

فروردین 85

 

اردیبهشت 84

 

اردیبهشت 84

 

اینم یک عکس از دیبا دوستم عکس ماله ۳ سال پیشه دیبا اومده بود خونمون

بهمن 83

اولین بار که تنهایی حموم رفتم

اردیبهشت 84

 

 

 

نوشته شده توسط رسا علیزاده در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 22:12 | لینک ثابت |
 
business article