خاطرات سفر ما به شمال :
روز چهارشنبه شب ساعت ۸ از مشهد رفتیم بطرف فاروج خونه ددی ساعت ۹.۵ شب رسیدیم شب من پیش جواد و مامانش اینا خوابیدم من تاساعت ۱۲ بیدار بودم و نمگذاشتم هیچکی بخوابه آخه خیلی ذوق کرده بودم و خوشحال بودم
فردا صبحش راه افتادیم
ظهر ساعت ۱۲ علی آباد کتول ماشینمون خراب شد
بابا بردش تعمیرگاه باید صفحه کلاج عوض میکرد
هوا خیلی گرم بود ما از گرما داشتیم می مردیم من و مامانم رفتیم رستوران غذا خوردیم ولی بابای بیچاره همش پیش ماشین بود
ساعت ۴ ماشین درست شد و ما با سرعت بطرف لنگرود رفتیم
من بیشترش رو تو ماشین خواب بودم
ولی از محمودآباد به بعد که جاده تو شبش خیلی قشنگ شده بود بیدار شدم پیش بابا جلو نشستم مامان رفت عقب ماشین استراحت کنه
شام رسیدیم پیش مامان دریا و بابادریا اینها (مامان و بابای باباحمیدم )
ما چند روز اونجا بودیم رشت هم رفتیم پیش عمو مرتضی
چندبار دریا رفتیم و شنا کردیم لیلا کوه و پارک و دیوشل و لاهیجان و... رفتیم
سه شنبه بطرف مشهد برگشتیم
تو راه برگشتن رفتیم جنگل نور من و مامان و بابا اسب سواری کردیم
مامانم سه دور باسرعت ولی من وبابام هرکدوم فقط یک دور آخه اسب سواری بلد نبودیم
بعد رفتیم قائمشهر و دایی حسن و نسیم جون رو هم برداشتیم و بطرف مشهد اومدیم
راه برگشت همش هوا بارونی بود
راستی یادم رفت بگم شمال پشه زیاد داشت با اینکه شبها تو پشه بند می خوابیدیم ولی بازم مارو نیش میزدن
نهار رو رفتیم عباس آباد بهشهر تو استان گلستان خیلی خیلی قشنگ بود بالای بالای یک کوه بلند که با ماشیم می رفتیم یک دریاچه بود که مردم توش قایق سواری می کردند
بابام گفت فرصت نداریم بریم قایق سواری باید زود می رسیدیم مشهد
من از ساعت ۹ شب دیگه خوابیدم
فردا صبح که تو مشهد بیدار شده بودم فهمیدم که موقعی که من خواب بودم ساعت ۱۲ شب دایی حسن داشته رانندگی میکرده همه تو ماشین خوابشون برده بودن اونم یک لحظه می خوابه و ماشینمون می خوره با سرعت به جدول وسط جاده و کم مونده بوده اتفاق بدی برامون بیفته ولی خداروشکر زود ماشین رو کنترل کرده بوده و ما سالم موندیم ما ساعت یک نصفه شب رسیدیم مشهد .
این سفر بغیر از خرابی ماشین تو رفتنها و تصادفش در برگشت همش خوب بود و حسابی خوش گذشت
یک ماهه دیگه هم دوباره می خوایم بریم
راستی بابا برام همونطوری که قول داده بود یک پلی استیشن یا سونی خرید آخه معدلم بیست شد و شاگرد اول شدم
مامانم هم منو برد کلاس شنا با کلاس ژیمناستیک ثبت نام کرد که از اولهای تیر کلاسهام شروع می شه
تو پست بعدی یک عالمه عکس میگذارم و اون خبری هم که میخواستم بدم هم از تو عکسهام میبینین

